حضرت آقا حفظ الله : باید مقابل جریان غیر انقلابی داخل نظام ایستاد.
حضرت آقا حفظ الله : باید مقابل جریان غیر انقلابی داخل نظام ایستاد.
حضرت آقا حفظ الله : باید مقابل جریان غیر انقلابی داخل نظام ایستاد.


به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان،موضوع پوشش و انتخاب لباس همواره به عنوان نمادی از شخصیت و روحیات درونی افراد مطرح بوده است،به تعبیری باید گفت،انتخاب لباس بازخورد نگاه و جهان بینی افراد نسبت به محیط بیرونی و جامعه خویش است.
بدون تردید یکی از معضلات جدی عصرکنونی ما در جامعه ایران به مساله پوشش معطوف می شود،تلخ است طرح این واقعیت که این روزها یافتن پوششی در شان یک انسان متشخص ایرانی-اسلامی بسیار دشوار است.
صحت این ادعا را نیز می توان در یک بررسی و مشاهده میدانی در پوشاک فروشی های پایتخت به روشنی به اثبات رساند.

در یک روز گرم تابستانی پیش از رسیدن به تحریریه خبرگزاری،با یک پیاده روی کوتاه در سطح معابر خیابان ولیعصر((عج))و میدان هفت تیر به وضوح در می یابیم که چه راه سختی در پیش دارند آنهایی که در جستجوی پوششی مناسب برای خود هستند.
فرقی نمی کند،دختر باشی یا پسر،واقعیت این است که برای یافتن مانتویی مناسب در فروشگاه ها باید ساعات از وقت خویش را هزینه کنی تا شاید ،فقط شاید بتوانی آنچه که در شان یک مسلمان ایرانی است را بیابی، که آن هم باید بخت و اقبال با تو یار باشد در غیر اینصورت هر آنچه می بینی مانتوهای بدن نما،کوتاه،بدون دکمه است که با عنوان خنک و تابستانی به فروش می رسند.
پسر بودن هم ملاک موفقیت تو برای یافتن پوششی مناسب نیست،این ادعا را می توانی برای خرید یک دست شلوار جین با تمام وجود حسن کنی،سخت است یافتن شلواری که بر روی ران یا زانوی آن پاره نباشد،سخت است یافتن شلواری با فاق بلند که بتوانی به راحتی آن را تن زنی و به پوشش خود افتخار کنی.

ساده ترین راه در این عرصه،خرید چادر برای خانم ها و شلوار پارچه ای برای آقایان است،به عبارت دیگر اگر درصدد تهیه شلوار جین با معیارهای فرهنگی و ارزشی و انسانی باشی،یا اگر در اندیشه رعایت حجاب اسلامی در قالب پوشش مانتو باشی نیز مسیری بس دشوار در پیش داری،گویی ناچاری برای برخورداری از پوششی مناسب تنها با چادر یا شلوار پارچه ای اکتفا کنی،حال اگر علاقه ای به پوشیدن شلوار پارچه ای یا چادر نداری و در صدد پوشش با مانتو هستی با مشکل انتخاب مواجه می شوی.
تاسف آور است وقتی برای تهیه یک چادر مشکی باید 5 تا 6 برابر مانتویی کوتاه و بدن نما هزینه کنی،مشخص نیست چه کسی این معادله چند مجهولی را طرح کرده و چه کسی جوابگو و پاسخگوی آن خواهد بود،آیا ضرورت ندارد یارانه یا سوبسیدی برای کاهش نرخ چادر اختصاص داده شود تا حداقل تهیه آن برای شخصی که می خواهد حجاب اسلامی خویش را رعایت کند اینچنین هزینه ساز نشود.
عبارت هر دم از این باغ بری می رسد،تازه تر از تازه تری می رسد،مصداق بارز پوشش های امروزی جامعه ما است.
اخیرا فروش مانتوهایی با چاپ عبارات خاص در پشت آن،به معضلی نوظهور تبدیل شده که مسئولان را نگران کرده است و ظاهرا مقرر است برخورد های قانونی برای جمع آوری آن عملیاتی شود،اما بدون شک این آخرین بار نخواهد بود و بعد از مدتی مدلی دیگر رو می شود و بازار را قبضه می کند.
برخی معتقدند مراکز تولید پوشاک زیرزمینی،برای مخاطبان و مشتریان ذائقه سازی می کنند و آنها را به سمت و سویی خاص سوق می دهند،حال این سئوال به نظر می رسد که طراحان مد و لباس ایرانی-اسلامی ما چه می کنند؟ چرا آنها قادر نیستند با ارائه مدهای مُوَجَه،ارزشی،زیبا و جذاب و برازنده یک ایرانی،جوانان را به سمت و سویی صحیح سوق دهند.

*مانتوهایی با جنس تور و نایلون!
کبری خزعلی،رئیس شورای زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی،چندی پیش به مانتوهایی اشاره کرد که ظاهرا جنس آن از تور و نایلون است!،پوششی که به اعتقاد وی یک تهدید فرهنگی و اقتصادی محسوب می شود.
خزعلی می گوید:در شرایطی یافتن لباس و پوشاک با معیارهای ایرانی و اسلامی در بازار به سختی و دشواری یافت می شود که جامعه ما از بهترین طراحان لباس برخوردار است،اماآنها قادر به ترویج پوشش مناسب ایرانی-اسلامی نیستند.
رئیس شورای زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تصویب قانون عفاف و حجاب در سال 85 و مسئولیت 9 نهاد و وزارتخانه در این خصوص،از خلاصه شدن اقدامات حوزه عفاف و حجاب به برگزاری چند نمایشگاه در طول سال سخن می گوید.

*شناسایی و معرفی 1300 واحد عرضه لباسِ منطبق بر ارزش های ایرانی-اسلامی
کارگروه مد و لباس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از متولیان ترویج و ساماندهی عرصه پوشش در جامعه است.
به تعبیری اقدامات و تدابیر و تمهیداتی که این مجموعه در حوزه پوشش،مد و لباس اتخاذ می کند می تواند در رفع برخی از نابسامانی های حوزه پوشاک و پوشش در جامعه موثر واقع شود که البته انتظار مدیریت این معضل منحصرا از یک دستگاه و نهاد نیز غیر منصفانه به نظر می رسد،اما به هر حال ورود جدی این مجموعه در بهبود وضعیت موجود نیز بلا اثر نخواهد بود.
حمید قبادی،دبیرکارگروه ساماندهی مد و لباس کشور در خصوص وضعیت آشفته بازار پوشاک و لباس در جامعه می گوید:موضوع انتخاب مردم و خانواده در دستور کار کارگروه قرار دارد و از سوی دیگر تلاش طراحان لباس نیز در حال شکل گیری است.
شناسایی و معرفی 1 هزار و 300 واحد و مرکز فروش لباس با شاخص های فرهنگی منطبق با ارزش های ایرانی-اسلامی در پایتخت و چند شهر دیگر از دیگر اقدامات اجرایی و عملیاتی این مجموعه به شمار می رود اما به نظر می رسد این تعداد به هیچ عنوان پاسخگوی نیاز فعلی جامعه و جمعیت انبوه و متکثر موجود در آن نیست.
از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که صرفا با راه اندازی چندین فروشگاه عرضه محصولات ایرانی و اسلامی نمی توان به توفیق چندان شایسته ای نائل شد.
واقعیت این است که حوزه فرهنگی جامعه ما در مقابله هجمه های فرهنگی مدتهاست در لاک دفاعی فرو رفته،باید تلاش شود تا از این لاک خارج شویم و ما نیز به قدرت تهاجمی خویش بیفزاییم،تهاجمی نرم اما تاثیرگذار،نافذ و سازنده.
همه از فرهنگ سازی سخن می گوییم،اما واقعیت های فعلی جامعه نشان می دهد در این عرصه نتوانسته ایم آنچنان که شایسته و برازنده جامعه ما است گام برداریم،این را به روشنی می توان از وضعیت پوشش و حجاب در سطح جامعه دریافت.
البته هستند افراد و گروه هایی که منطبق با ارزش های ایرانی-اسلامی پوشاک و لباس را انتخاب می کنند، همچنان که کم نیستند افراد و گروه هایی که بعضا پوشش و لباس هایی را بر تن می آویزندکه شاید من و شما در زندگی خصوصی و چار دیواری اختیاری خویش نیز به خود اجازه پوشیدن آن را ندهیم چه رسد به ظاهر شدن با برخی از لباس ها و مدهایی خاص در ملا عام !
دو تحلیل عمده برای حوادثی که رخ داد وجود دارد که گذر زمان در مورد آنها قضاوت خواهد کرد:
1) این کودتا توسط نیروهای جریان گولن در بدنه ارتش سازماندهی شده است. این کودتا پس از آن رخ داد که هفته گذشته برای اولین بار عملیاتهای امنیتی علیه شاخه نظامی این جریان انجام شد. در دو سال گذشته هیچ هفتهای بدون عملیات علیه نیروهای این جریان در ساختار قضایی و اطلاعاتی ترکیه وجود نداشته است و صدها نفر به جرم همکاری با جریانی زیرزمینی در درون دولت دستگیر شده بودند. اما برای نخستین بار در هفته گذشته تعدادی از افسران ارتش تحت بازداشت قرار گرفتند. این عملیات جریان را متوجه جدیت دولت در برخورد با خود کرد و جریان را بر آن داشت تا با پیش چشم گرفتن تمام ریسکهای پیروزی یا شکست کودتای خود دست به کار شود. در واقع جریان نظامی گولن متوجه شده است که با کودتا یا بدون کودتا در هر حال سرکوب و ریشه کن خواهد شد. بنابراین طی یک اقدام متهورانه دست به کودتای این شب زدند. اگر در نظر داشته باشیم که تا چند روز دیگر شورای عالی نظامی در ستاد کلاً نیروهای مسلح قرار بود که تشکیل شود و در این شورا با توجه به تحرکات هفته گذشته بی شک علیه جریان کشف شده گولن در ارتش تصمیماتی قرار بود که اتخاذ شود.
جریان گولن در ارتش در شکل یک هسته مخفیانه با نام "کمیته صلح در جهان" در حال مدیریت اوضاع بود که بر اساس نظریه اول در مورد این کودتا توسط این هسته طراحی، مدیریت و اجرا شده است. مشکل اصلی این هسته پایین بودن درجات نظامی این افراد از سطح عالی ژنرالی بود که با توجه به این مساله بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی معتقد بودند که در کوتاه مدت امکان کودتای فراگیر توسط گولنیها در ارتش وجود ندارد و آنها در بدترین حالت میتوانند خرابکاری انجام دهند. افرادی که این اقدامات را یک کودتای واقعی اما ناموفق – تا این مرحله – میدانند اقدام بسیار ماهرانه رسانهای و روانی این گروه را دلیلی بر مدعای خود میدانند. تیم کودتا کننده در اولین اقدام تلویزیون دولتی را تسخیر کرده و از این طریق با ایجاد رعب در کشور وارد فاز مدیریت صحنه رد کشور شده است. در ادامه با در دست گرفتن ساختمانهای مدیریت شبکههای خصوصی و پخش ماهوارهای شبکههای بخش قابل توجهی از کشور ار از مشاهده تلویزون محروم کرده و اینترنت را نیز قطع کرده است.
در واقع می توان چنین ادعا کرد که در حالی که ما در تهران از ناموفق بودن کودتا سخن میگویم هنوز بخش قابل توجهی از ملت ترکیه فکر میکنند که کودتا با موفقیت انجام شده است. از سوی دیگر وقتی در نظر داشته باشیم که ژاندارمری شاخه دوم این کودتا در کل کشور آماده اجرای امر بوده است و نقطه مزیت این نیرو گستردگی آن در سراسر کشور و تسلط بر تمام جادههای بین شهرهای کشور میتوان این فرضیه را تقویت کرد. در مجموعه بنظر می رسد کودتا با هماهنگی آمریکا وعربستان برای همسو سازی بیشتر اردغان در سوریه وعدم تمایل به روسیه طراحی وعملیاتی شد
این طیف اصلیترین موید این نظریه را فراهم شدن امکان قدرت نمایی بیشتر برای اردوغان به عنوان یک رهبر وحدت بخش و بسیجگر اقشار مختلف مردم میدانند و معقدند که درخشانتر شدن چهره اردوغان در این مساله به عنوان یک قهرمان ملی نشان میدهد که همه ماجرا تحت نظرات او بوده است و این تنها یک بازی کثیف است.
اگرچه تنها گذر زمان و بررسی سوانح آینده نشان خواهد داد که چه دستهایی در پشت پرده این حادثه وجود داشته است اما با در نظر داشتن تجربه حوادث پارک گزی که اکنون پس از دو سال اسناد حمایت بنیاد سوروس از آن در دست است و می توان آن را یک کودتای رنگی علیه اردوغان ارزیابی کرد صرفِ فراهم شدن امکان خودنمایی برای اردوغان را در مورد اهداف طراحی آن مساله نمی توان کافی دانست. در واقع اگرچه در صورت موفقیت اردوغان و حزب حاکم توان اردوغان بیشتر از پیش خواهد شد اما میزان هزینه ای که اردوغان در قبال این مساله متحمل شده است بسیار بالا است. از سوی دیگر در ماه های اخیر اردوغان با طیف های مختلف ارتش وارد مراوده شده و نظر مساعد آنها برای همراهی با خود در مسایل مختلف کشور ار فراهم آورده بود و در میان مدت امکان وقوع کودتا علیه او ممتنع بود.
همچنین اگر در نظر داشته باشیم که اصلی ترین نیروهای عامل در این کودتا نیروی هوایی و ژاندارمری (یعنی نیروهای تحت نفوذ گولن) بوده اند و نه نیروی زمینی که تا کنون همواره وظیفه اصلی کودتاها را برعهده داشته است احتمال صدق گزاره عاملیت جریان گولن بیشتر محتمل است.
در صورت موفقیت کامل ارتش، امنیت و دولت در سرکوب این کودتا و دستگیری تمام عوامل آن میتوان ادعا کرد که اردوغان در برابر یک خطر بزرگتر با یک خطر کوچک روبرو شد و به گفته خودش این حادثه یک لطف الهی بوده است.
این کودتا ضربهای سخت بر پیکره ملی ترکیه خواهد بود.
غربیها از وقوع کودتا در ترکیه اطلاع داشتند
یک روز قبل از کودتا، دولت فرانسه از تعطیلی دفاتر خود در ترکیه خبر داده بود، این مهم نشانهای از مطلع بودن غربیها از وقوع کودتا در ترکیه است، از سوی دیگر گولنیستها هم که به عنوان کودتاگران از آنها نام برده میشود؛ مورد حمایت آمریکا می باشدو رهبر آن سلیلیان سال است که در آمریکا زندگی می کندمیباشند؛ بنظر می رسد غربیها اجازه چرخش بیشتر ترکیه به سمت روسیه را ندادند. وحمایت ضعیف اخیر اردغان از مخالفن سوریه را برنتابیدند وبا این اقدام تذکر جدی وعملی بوی دادند
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از خبرگزاری خانه ملت،محمد قسیم عثمانی طی یادداشتی با عنوان فیش یا نیش!هزینه "حیف منابع ملی " قابل قیاس با " میل منابع عمومی" نیست، نوشته است:
افشای برخی از فیش های حقوقی تعدادی از مسیؤلین هرچندواقعیتی تلخ بود و جای تأسف و تعجب و حتما باید برخوردنمود و اموال بیت المال را برگرداند؛اما باید این موضوع موردواکاوی و کارشناسی دقیق قرار گیرد تا سایه سیاه سیاسی،مانع از شفافیت و روشنگری نشود و تصمیم گیران به نحوی عمل نمایند که با اصلاح سیستمی و نه موردی، مقام معظم رهبری و مردم شریف ایران که از این اتفاق مکتوم نامیمون بشدت آزرده خاطر شده اند،خرسند و موجبات تسلی خاطر همه دلسوزان کشور فراهم آید. در این زمینه به نظر می رسد توجهبه نکات زیر ضروری است؛
۱- تعداد بسیار زیادی از مسئولین دلسوز در کشور هستند که از جان و مال خود برای پیشرفت کشور مایه می گذارند و جزای آنان را تنها خداوند متعال می تواند عطا نماید،لذا باید حساب این تعداد کثیر از کارکنان و مسئولین کشور را از عده ای سواستفاده گر جدا نمود. دشمنان نظام و کشور در پی آنند که با فضاسازی از این ابزار برای ایجاد شکاف بین مردم و نظام استفاده کنند که هوشیاری نخبگان و آحاد ملت هرگز چنین اجازه ای را نخواهد داد.
اگر ۳ هزار فیش نامتعارف حقوقی وجودداشته باشد در مقابل میلیون ها فیش حقوقی متعارف و بلکه حداقلی وجود دارد که نباید این موارد استثنایی را به عموم تعمیم داد و رسانه ها موظفند که کل واقعیات را منعکس کنندنه فقط بخشی از آن را. این شرایط به مثابه صفحه سفیدی است که تنها یک نقطه سیاه روی آن افتاده است و عده ای درتلاشند که کل صفحه سفید نادیده گرفته شود و فقط بر آن نقطه سیاه تمرکز شود و با سیاه نمایی،سلامت و صحت انبوه مسئولان نظام را زیر سؤال ببرند. هوشیاری و هوشمندی عمومی در این زمینه باید تحریک و برجسته شود تا امید و حرکت به سمت اهداف بلند نظام تشدید و تقویت شود.
۲- موضوع فیش های حقوقی نجومی نباید به هیچ وجه در گرداب سیاسی مکتوم و مختومه گردد و باید به صورت علّت و معلولی موضوع ریشه یابی شود تا برای همیشه این مشکل در کشورحل شود و موجبات آرامش روانی عمومی را در این زمینه فراهم آورد. چنین اتفاقی قدرت توضیح و توجیه حقوق پایین کارکنان، فرهنگیان و کارگران را تنزل می بخشد و اقناع عمومی را درخصوص بیکاری جوانان و فشار معیشتی واقتصادی بر مردم را کاهش می دهد.
برای ترمیم این شرایط به نظر می رسد باید بررسی دقیقی در زمینه حقوق های چند ده میلیونی صورت گیرد، منابع بیت الملل عودت شود و مردم درجریان برخورد و اصلاح قرار گیرند تا اعتماد عمومی ترمیم و تعمیق بیابد. سیاسی نمودن این موضوع توسط جریانات مختلف آنهم در شرایطی که انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است نه از سردلسوزی بلکه از سر سیاسی کاری است که هوشیاری مردم به هیچ جریانی اجازه سو استفاده را نخواهد داد. این وشکل از دولت قبلی آغاز شده و در این دولت نیز تابحال ادامه پیدا کرده است و اکنون عزم عمومی همه قوا و کل نظام براین است که به صورت ریشه ای و زیربنایی با این پدیده برخورد شود و برای همیشه این مشکل از کشور حل شود.
۳- اصولا «حیف» و «میل» اموال عمومی پدیده ایست که منافع عمومی را به خطر می اندازد و در موارد و شرایط مختلف مورد توجه و بحث قرار می گیرد. اما آنچه قابل توجه است اینست که هزینه ای که در اثر تصمیمات غلط اقتصادی و سیاسی بر مردم تحمیل می شود« حیف » شدن منابع ملی است که متاسفانه بااینکه هزینه آن چندین برابر « میل » منابع عمومی است، چندان مورد توجه قرار نمی گیرد که اگر هزینه « حیف منابع عمومی» را در اثر تصمیم گیری غلط تصمیم گیرندگان محاسبه نماییم،شاید فیش های نجومی در مقابل آن، چندان نجومی به نظر نرسد. تصمیمات غلطی که در گذشته و در حوزه یارانه ها به صورت فراقانونی گرفته شد به هیچ وجه قابل قیاس با این مبالغ نیست، ولی متاسفانه چندان مورد دقت و توجه و اصلاح قرار نمی گیرد. تصمیمات غلطی که منجر به افزایش ۱۶ برابری حجم نقدینگی و تورم ۴۰ درصدی شد هزاران هزار برابر این فیش ها به منافع عمومی لطمه زد ولی هرگز مورد بازخواست وپیگرد قرار نگرفت.
اصلاح ساختاری این موضوع نیازمند راهکارهایی است که دربخش دوم این یادداشت ارائه می شود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ایمیلهای افشا شده «هیلاری کلینتون»، نامزد احتمالی حزب دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا نشان میدهد که وی از براندازی نظام بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه برای مهار نفوذ ایران در خاورمیانه و حفظ امنیت رژیم صهیونیستی حمایت کرده است.
در این سند که روی وبسایت وزارت خارجه آمریکا و همچنین در آرشیو سایت ویکیلیکس از ایمیلهای هیلاری کلینتون قرار گرفته به علاوه عنوان شده که «مذاکرات هستهای با ایران، معمای امنیتی اسرائیل را حل نخواهد کرد.»
با آنکه وزارت خارجه آمریکا قسمت مربوط به تاریخ اصلی این سند و فردی که سند مذکور برای وی ارسال شده را خالی گذاشته، این ایمیل، به نوشته یک محقق و نویسنده آمریکایی، خط فکری «کلینتون» در زمان حضورش در کابینه اوباما را نشان میدهد.
«رابرت پری»، محقق آمریکایی و نویسنده کتاب «روایت به سرقترفته آمریکا»، روز دوشنبه در یادداشتی در «کنسرسیومنیوز» مینویسد: «این ایمیل کلینتون با آنکه بدون تاریخ و بدون امضا است، خط فکری وزیر خارجه وقت آمریکا و حلقه افراد وی تا اواخر سال 2012 (زمان احتمالی ارسال نامه)، - یک سال بعد از آغاز جنگ سوریه- را نشان میدهد.»
در این ایمیل کلینتون آمده است: «بهترین راه برای کمک به اسرائیل جهت مقابله با توانمندی هستهای ایران، کمک به مردم سوریه برای براندازی نظام سوریه است.»
این سند میافزاید: «مذاکرات برای محدود کردن برنامه هستهای ایران، معمای امنیتی اسرائیل را حل نخواهد کرد، ضمن اینکه کمکی هم به اینکه ایران بخش اصلی هیچ یک از برنامه تسلیحات هستهایش را بهبود ببخشد، نخواهد کرد.»
ایمیل منتشر شده، علاوه بر این، تصریح میکند: «ممکن است برنامه هستهای ایران و جنگ داخلی سوریه، بیارتباط به نظر برسند، اما آنها مرتبطند. برای رهبران اسرائیل، تهدید واقعی از ایران مسلح به سلاح هستهای، چشمانداز مربوط به یک مقام ایرانی لایعقل نیست که اقدام به انجام حمله اتمی بدون زمینه به اسرائیل میکند- اقدامی که موجب نابودی هر دو کشور خواهد شد. چیزی که ارتش اسرائیل واقعاً درباره آن نگران است از دست دادن انحصار هستهای است.»
این سند به علاوه میافزاید: «توانمندی سلاح اتمی ایران نه تنها به این انحصار هستهای پایان میدهد بلکه میتواند سایر دشمنان مانند عربستان سعودی و مصر را نیز به هستهای شدن ترغیب کند.»
بخشهای دیگر این سند، اهمیت نظام سوریه برای ایران را یادآور شده است: «به سوریه برگردیم؛ رابطه راهبردی بین ایران و رژیم بشار اسد در سوریه است که تضعیف امنیت اسرائیل را برای ایران ممکن میکند - نه از طریق حمله مستقیم، امری که در طول سی سال خصومت بین ایران و اسرائیل هرگز اتفاق نیفتاده است، بلکه از طریق نائبانش در لبنان مانند حزبالله که از توسط ایران و از طریق سوریه، آموزش داده، مسلح شده و حفظ میشوند.»
ایمیل کلینتون همچنین تصریح میکند: «پایان نظام اسد به این اتحاد خطرناک خاتمه میدهد.»
این سند، به علاوه خاطر نشان میکند که ساقط کردن نظام «بشار اسد»، نه تنها موجب افزایش عظیم امنیت اسرائیل میشود، بلکه «خطر قابل درک اسرائیل برای از دست رفتن انحصار هستهای را هم کاهش میدهد».
در ادامه آمده است: «بعد از آن، آمریکا و اسرائیل میتوانند به این درک مشترک برسند که برنامه هستهای ایران، چه زمانی آنقدر خطرناک است که اقدام نظامی را ایجاب کند.»
ایمیل «کلینتون» تأکید میکند که اتحاد راهبردی ایران با سوریه و پیشرفت مداوم در برنامه هستهای ایران است که مانع حمله رژیم اسرائیل به ایران میشود: «در حال حاضر، ترکیبی از اتحاد راهبردی ایران با سوریه و پیشرفت در برنامه غنیسازی ایران است که سران اسرائیل را به تأملی دوباره در حمله ناگهانی (به ایران) واداشته است.
بخش دیگری از این سند، تاریخ تقریبی رد و بدل شدن آن را نشان میدهد: «شورش در سوریه، اکنون برای بیش از یک سال دوام داشته است. معارضان، کنار نمیروند، رژیم هم قصدی برای پذیرش راه حل دیپلماتیک از بیرون ندارد.»
روزنامه "السفیر" لبنان نوشت: «جبهه های حلب این روزها میدان نبرد برای ساقط کردن نظام دمشق تبدیل شده به گونه ای که جهات منطقه ای از جمله آمریکا، عربستان و ترکیه هم در این جبهه ها اقداماتی صورت داده اند.»
السفیر در ادامه ادعا کرد: «جبهه حلب جنوبی این روزها به اولین جبهه ای تبدیل شده که در سوریه نیروهای عربستانی رو در رو با نیروهای ایرانی می جنگند. در جبهه حلب جنوبی، افسران ترکیه ای و سعودی علیه ایران و حزب الله وارد عمل شده اند و در کنار اتاق های عملیات برخی جهات منطقه ای در حال درگیری های مستقیم هستند.»
این روزنامه در ادامه مدعی شد: «درگیری ها نیابتی میان جهات منطقه ای که در گروه های حمایت شده از قطر ، عربستان و امریکا متبلور شده بود، کم کم در حال تبدیل به درگیری های مستقیم میان حامیان این گروه ها با ارتش سوریه و همپیمانان است که گسیل شدن نیروهای آمریکایی به جبهه های شمال سوریه یکی از متغیرات بارز طی این درگیری هاست.»
السفیر ادامه داد: «جنگ در حلب اکنون به جنگ راهبردی تبدیل شده که سلاح و تجهیزات نظامی در کنار اعزام نیرو از سوی گروه های مسلح از نشانه های شدت یافتن درگیری ها در این استان است. در این میان هم رسانه های ایرانی از حضور سردار سلیمانی در حلب گزارش می دهند.»
این روزنامه ادامه داد: «مقامات نظامی روسیه در پاسخ به اظهارات اخیر جان کری که گفته بود صبر ما در سوریه لبریز شده گفته اند که در حقیقت آن کسی که صبرش در سوریه لبریز شده روس ها هستند. منابع اطلاعاتی از اعزام مجموعه ای از بمب افکن های روس، "سوخو-24" به سور یه حکایت دارند که اخیرا مسکو آنها را از لاذقیه خارج کرده بود.»
السفیر در ادامه خاطر نشان کرد: «درگیری های مذکوز از بامداد دوشنبه گذشته آغاز شده و تاکنون حدود 70 ساعت از آنها می گذرد و موشک های "تاو" معارضان که از عربستان بدست انها رسیده بود نیز وارد درگیری ها شده اند. نیروهای سعودی و ترکی در کنار النصره و احرار الشام و دیگر همپیمانان تاکنون 167 کشته داده اند.»
جمهوری اسلامی ایران، همانند سایر کشورها، طبق کنوانسیونهای جهانی حق برخورداری از توان دفاعی، نظامی و حراست از مرزهای خود را دارد. بنابراین، حراست از سرزمین تنها مختص ایران نیست بلکه همه کشورها باید از مرز و بوم خود دفاع کنند.
دخالتهای بیجای آمریکا در توان نظامی ایران این سؤال را مطرح میکند که کدامیک از کشورهای جهان تمایلی به داشتن قوای نظامی کارآمد از خود نشان نمیدهند و مایل به برخورداری از نیروی نظامی ایدهآل نیستند؟
همچنین، کشورهایی که از توان نظامی بالایی برخوردارند هرروز در پی ارتقای سطح توانمندیهای نظامی خود بوده و برای تقویت آن، هزینههای قابل توجهی را صرف میکنند. اگر حاکمیتی به افزایش و ارتقای توان نظامی خود اعتنایی نکند، یقیناً مورد بازخواست مردم و نخبگانش قرار خواهد گرفت زیرا یکی از مهمترین عوامل حفظ استقلال، دفاع از سرزمین خود و مبارزه با متجاوزان و متهاجمان است.
افزایش و سرعت رشد تکنولوژی به حدی است که هر لحظه باید در اندیشه افزایش توان نظامی و سایر توانمندیهای خود در حوزههای مختلف بود؛ همچنانکه قرآن مجید قرنها پیش به این موضوع اشاره کرده که مردم جامعه اسلامی باید توان نظامی جامعه خود را افزایش دهند و از نفوذ دشمن به آن جلوگیری نمایند. حضرت امام (ره) در این باره جمله عمیقی دارند. ایشان فرمودند: در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که از اکثریت آمادگی رزمی برخوردار باشد. ایشان براین مسأله نیز تأکید کردند که اکنون که کشور در امنیت و آرامش به سر میبرد، بهتر است به فکر فردایی بود که دشمن ممکن است قصد تهاجم و دستاندازی به سرزمین اسلامی را داشته باشد. لذا باید از امنیت موجود و سرمایههای ملی برای افزایش توان نظامی کشور بهره برد و از تهدید و ارعاب و دخالت های بیجای دشمنان نظام اسلامی، لحظهای هراس را به دل راه نداد.
بدون شک، تقویت توان دفاعی و ارتقای توان رزمی کشور یکی از عوامل مهم بازدارندگی در نفوذ و تجاوز دشمنان به کشور است. البته با جرأت میتوان گفت که انقلاب اسلامی ایران بیش از سه دهه است که با حضور و توان واقعی مردم و دعای شهدا سرپا ایستاده است. بنابراین، مردم و مسؤولان با توجه به توصیههای دینی و رهنمودهای بنیانگذار انقلاب اسلامی و با اعتماد و پشتیبانی از نظام و نظر خیر شهدا، برای ارتقای توان نظامی کشور کوشیدهاند.
پُرواضح است که دشمنان ایران هرگز خواهان رشد و استقلال ملت ایران نیستند. آنها به دنبال ساختن جامعهای ضعیف و بیدین در ایران هستند تا با کوچکترین بحرانی، در امور داخلی کشور دخالت نموده و بر مردم مسلط شوند. دسترسی به امکانات مختلف و بهرهمندی از دانش به مذاق دشمن خوش نمیآید. از اینرو، آنها همواره در تلاش بودهاند تا با تحت فشار قراردادن مردم و حاکمیت، منطق خود را بر ما تحمیل نمایند. درحالی که تنها منطقی که بر ما حکمفرماست، دستورات دین مبین اسلام است که از ما آگاهی و رشد و تجهیز نظامی و دفاع از میهن اسلامی را مطالبه کرده است.
مردم شهیدپرور ایران اسلامی در زمان جنگ تحمیلی با همراهی ارتشی که به نیروهای مردمی و انقلابی پیوسته بود، با کمترین امکانات در برابر جهانی ایستادند که تا دندان مسلح بوده و قصد تجاوز به کشور و سقوط نظام اسلامی را در ذهن میپروراند. با گذشت هشت سال دفاعمقدس و آشکارشدن بیشازپیش کینههای دشمنان نسبت به مردم ایران اسلامی، همه ملت در کنار نظام ایستاده و خواستار تقویت بنیههای دفاعی کشور شدند و بیاعتنا به دخالتها و ارعاب دشمن، زمینه را برای دستیابی به فناوریهای روز فراهم کردند. بهامید آنکه روزبهروز شاهد تقویت توان دفاعی ایران بوده و سدی نفوذناپذیر در برابر توطئههای احتمالی دشمنان و بهویژه نظام استکباری و صهیونیستها باشیم.
♦️دستاوردهای عملیات آزادی فلوجه
1⃣ تامین امنیت بیشتر بغداد (کاظمین)
2⃣ ارتقاء امنیت ناحیه شمالی کربلا
3⃣ تثبیت امنیت در الرمادی و استان الانبار
4⃣ ارتقاء امنیت در سامرا و استان صلاح الدین
5⃣ انسداد مسیر ارتباطی داعش با سعودی و اردن
♦️نتیجه :
🔹فلوجه کمربند محیط امنیتی عراق است و آزادسازی آن، باعث تقلیل توان عملیاتی و اضمحلال روانی تروریست ها در عراق خواهد شد. آزادی این شهر، راهبرد مقاومت را در عراق نهادینه می کند. ضمن آنکه آزادسازی فلوجه، بخشی از روند قدرت نمایی ایران در منطقه نیز خواهد بود